مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

151

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - حضرت فرمود : « چگونه أو را بيرون كنم وحال آن‌كه مرگ من به دست أو خواهد بود واز آن چاره نيست . اگر أو را بيرون كنم ، غير أو كسى مرا نخواهد كشت . چنين مقدر شده است . » پس ، بعد از اندك زماني ، معاوية زهرى فرستاد به نزد زن آن حضرت . پس روزى حضرت از أو پرسيد : « آيا شربتى از شير دارى كه بياشاميم ؟ » گفت : « بلى . » آن زهرى كه معاوية فرستاده بود ، داخل شير كرد وبه آن حضرت داد . چون تناول نمود ، همان ساعت اثر زهر در بدن خود يافت . فرمود : « اى دشمن خدا ! مرا كشتى ، خدا تو را بكشد . به خدا سوگند كه عوض مرا نخواهى يافت واز آن فاسق ملعون دشمن خدا ورسول هرگز خيرى نخواهى ديد . » كلينى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه أشعث بن قيس شريك شد در خون أمير المؤمنين عليه السلام ، ودختر أو جعده زهر داد حضرت امام حسن عليه السلام را ، پسر أو محمد شريك شد در خون حضرت امام حسين عليه السلام . قطب راوندى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه حضرت امام حسن عليه السلام به أهل بيت خود مىگفت : « من به زهر شهيد خواهم شد ؛ مانند رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم . » گفتند : « كه خواهد كرد ، اين كار را ؟ » فرمود : « زن من جعده ، دختر أشعث بن قيس . معاوية پنهان از براي أو زهر خواهد فرستاد وامر خواهد كرد أو را كه به من بخوراند . » گفتند : « أو را از خانهء خود بيرون كن واز خود دور گردان . » فرمود : « چگونه أو را از خانه بيرون كنم وهنوز از أو كارى واقع نشده است . اگر أو را بيرون كنم ، به غير أو مرا نخواهد كشت وأو را نزد مردم عذرى خواهد بود . » پس از مدتي ، معاوية مال بسيارى با زهر قاتلي براي أو فرستاد وگفت : « اگر اين را به امام حسن بخورانى ، من صد هزار درهم به تو مىدهم وتو را به حبالهء پسر خود يزيد درمىآورم . » روزى آن مظلوم روزه بود . روز بسيار گرمى بود . در وقت افطار ، آن حضرت بسيار تشنه بود . آن ملعونه شربت شيرى از براي آن حضرت آورد . آن زهر را در آن شير داخل كرده بود . چون حضرت بياشاميد ، گفت : « اى دشمن خدا ! كشتى مرا . خدا تو را بكشد . به خدا سوگند كه خلفي بعد از من نخواهى يافت . آن ملعون تو را فريب داده است . خدا تو را وأو را به عذاب خود معذب خواهد كرد . » پس دو روز آن حضرت در درد وألم ماند . بعد از آن به جدّ بزرگوار وپدر عالي مقدار خود ملحق شد . معاوية از براي آن ملعونه وفا به وعده‌هاى خود نكرد . به روايت ديگر : مال را به أو داد وأو را به يزيد تزويج نكرد . گفت : « كسى كه با حسن وفا نكند ، با -